سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
بهمن و اسفند87 - زورق
   1   2   3   4      >

خون مردم غزه به گردن اولی و دومی و...و سران بی خاصیت عرب است.


با دیدن جنایات غزه مصادف با محرم حسینی بی اراده ذهنم به لعن اولی و دومی رفت با این توضیح که اگر این دو ملعون و البته امضاء کنندگان صحیفه ملعونه می گذاشتند جریان غدیر بطور کامل در زمان ادامه یابد و علی(ع)به عنوان جانشین بر حق پیغمبر(ص) امور مسلمین را در بدست می گرفتند نه انحرافی در اسلام ایجاد می شد و نه اهل تسننی بوجود می آمد که اسلام را نفهمیده از حلقومشان فریاد کنند که نتیجه آن سردمداران بی خاصیت عربی شود که نه حسین و فرهنگ شهادت می شناسند و نه غیرتی دارند که هیهات من الذله را بفهمند که به قول مقام معظم رهبری (مدظله )در جریان غزه مصیبت بزرگتر این بی غیرتی سران عرب وسکوت و همراهیشان با اسرائیل در کشتار مردم مظلوم فلسطین است


و اگر حماس  نیز مانند سید حسن نصرالله (دامت برکاته) ولایت شیعی را فهم می کرد و ولایت مدار بر گرد حماسه ی حسینی تجمع می کردند این ذلت و خواری نصیب فلسطینیانی که در کارنامه ی اجدادشان  سب بر امیرالمومنین علی (ع) را داشته اند نمی شد و به این خواری و ذلت نمی افتادند.


خدا را شکر به خاطر شیعه بودنمان و زندگی در سایه اهل بیت (ع) در کشوری شیعی 


نعمت ولایت و امنیتی که از قبل آن به ما هدیه کرده است


حالا ببینید این هم غزه و جنایات رژیم صهیونیستی با همکاری شیوخ بی خاصیت عرب


مرگ بر مرتجعین عرب


مرگ بر وهابیون صهیونیسم


image0.jpggaza
غزه



 


اینها نظامیان فلسطینی هستند که باید کشته شوند؟؟!!!؟؟



 


n00012304-r-b-004.jpggaza
غزه



 


images\NEWS2\M10\D05\1-3.jpg



 


1.jpggaza
غزه



 


an985236.jpggaza
غزه



 


1560_orig.jpggaza
غزه



 


6047_490.jpggaza
غزه



 


image.php?id=c3RhdGU9MyZmbj0yNDI@MF9pbWFnZS5qcGcmd2g9bm9SZ-NpemUmdz0@MjA0Jmg9NzY4JmNtcD0wgaza
غزه



 


p20_20061212_pic1.full.jpggaza
غزه



 


61839.jpg


منبع: وبلاگ ترفندهای سلطه



کلمات کلیدی :

عبدالبهاء جاده صاف کن تاسیس دولت یهودی در اسرائیل(از وبلاگ ارتبا


( عکس عبدالبهاء جانشین بهاالله )


در بحبوحه جنگ جهانی اول که قشون غاصب انگلیس برای درهم کوبیدن دولت مسلمان عثمانی در خاورمیانه و هرگونه مقاومت خلق ستمدیده فلسطین ( که در آن زمان جزئی از امپراطوری عثمانی بود ) به حیفا وارد میشود با کمبود آذوقه روبرو شده و در خطر شکست قرار میگیرد. عباس عبدالبهاء که این موضوع را متوجه می شود پس از گفتگو با افسران ارشد انگلیسی آنها را از نگرانی خارج میکند و میگوید : " من به اندازه ارتش شما آذوقه دارم و درب انبارهای خویش را که از قبل آذوقه زیادی در آن پنهان کرده بود برروی سپاهیان انگلیسی میگشاید " و این موضوع باعث پیروزی سپاهیان انگلیس در فلسطین میشود ( کتاب معروف لیدی بلامفیلد بنام  " the chosen highway  " صفحه 210 ناشر این کتاب در پاورقی همین صفحه اضافه میکند که خانم بلامفیلد اکثرا یادآوری میکرد که این مخازن گندم عبدالبهاء در زمان سلطه قشون عثمانی مخفی گاه خوبی برای حفظ گندم ها بوده است!) و بدین ترتیب راه برای تحکیم تسلط ارتش انگلیس و مقدمات حمایت از تشکیل یک دولت یهود در منطقه فلسطین هموار میگردد. جالبتر آنکه عبدالبهاء این سلطه غاصبانه دولت استعمارگر انگلیس را بر سرزمین فلسطین به " برپا شدن خیمه های عدالت " تعبیر نموده و بر این نعمت عظمی خدای را سپاس میگذارد و تاییدات جرج پنجم امپراطور انگلستان را مسئلت و جاودانگی سایه این امپراطور تجاوزگر را بر آن سرزمین آرزو میکند!!! ( به نقل از کتاب مکاتیب جلد 3 صفحه 347 نامه به شرح متن زیر خطاب به امپراطور انگلیس صادر نموده است :


"الهم اید الامبراطور الاعظم جرج الخامس عاهل انکلترا بتوفیقاتک الرحمانیه و ادم ظلها الضلیل علی هذا الاقلیم الجلیل " ( مکاتیب جلد 3 ص 347 نوشته عبدالبها ) یعنی خداوندا جرج پنجم پادشاه انگلستان را بتوفیقات رحمانی خویش تایید کن و سایه اش را بر این سرزمین ( فلسطین ) همیشگی و جاودانه دار ...


این موضوع اثرات فراوانی بر مبارزان فلسطینی میگذارد بطوریکه جمال پاشا حاکم دولت عثمانی که در مقابل سپاه انگلیس مقاومت مینمود آنقدر از این موضوع عصبانی میشود که میگوید : " هرطور میل عباس افندی باشد بین دارزدن و کشتن مختار است هرکدام را خواست او را مجری کنم ( خاطرات حبیب جلد 1 صفحه 446 )


عبدالبهاء مراحم عالیه خویش را نثار یهودیان میکند بلکه پیشگوئی میکند که : " اینجا فلسطین است اراضی مقدسه است عنقریب قوم یهود باین اراضی بازگشت خواهند نمود سلطنت داودی و حشمت سلیمانی خواهند یافت. این از مواعید صریحه الهیه است و شک و تردیدی ندارد قوم یهود عزیز میشود در ظل امر وارد میشود و تمام این اراضی بایر آباد و دائر خواهد شد تمام پراکندگان یهود جمع میشوند و تردیدی در آن نیست مقام اعلی به بهترین طرزی ساخته خواهد شد، دعا و مناجات انبیای الهی به هدر نمی رود و وعده های الهی تماما تحقق خواهد یافت. اسارت و دربدری و پراکندگی یهود مبدل به عزت ظاهری آنها میشود حتی بحسب ظاهر عزیز خواهند شد" ( خاطرات حبیب جلد1 صفحه 20 ) و سپس زمانی که پیروزی اسرائیل مسجل میشود عبدالبهاء دست به آستان الهی برداشته برای عزت اسرائیل و شوکت یهودیان که توانسته اند مردم فلسطین را آواره و دربدر نمایند دعا میکند و میگوید : اسرائیل عنقریب جلیل گردد و این پریشانی بجمع مبدل شود، شمس حقیقت طلوع نمود و پرتو هدایت بر اسرائیل زد تا از راههای درو با نهایت سرور به ارض مقدس ورود یابند " و سپس از صمیم قلب بزرگی یهود را از خداوند بزرگ مسئلت دارد که : " ای پروردگار وعده خویش آشکار کن و سلاله حضرت جلیل را بزرگوار فرما توئی مقتدر و توانا و توئی بینا و شنوا و دانا "( خاطرات حبیب جلد1 صفحه 53 ) در مقابل دولت اسرائیل بسیار نمک ناشناس خواهد بود اگر به این الطاف پاسخ نگوید این است که وظیفه خویش را عمل نموده همه گونه وسائل راحتی و آسایش اهل بهاء را فراهم میآورد شوقی افندی می گوید : " دولت اسرائیل وسائل راحتی ما را فراهم کرد " ( اخبار امری سال 107 بدیع شماره 8 صفحه 2 ) و سپس درحالیکه در اغلب کشورهای اسلامی شعائر امر بهائی ممنوع اعلام گردیده دولت اسرائیل همه گونه آزادی را به ابهائیان ارزانی داشته حتی آنها را از مالیاتهای گزاف معاف میکند : " در ارض قدس شعائر امریه بی پرده و حجاب مجری گشت و تسجیل عقدنامه بهائی در دوائر حکومتی و معافیت مقامات و توابع آن از رسوم دولت از طرف اولیای امور تصویب گردید گ ( توقیعات مبارکه نوروز 101 بدیع صفحه 159 ) میدانید که برای کشوری که در حال جنگ است کمک های مالی بسیار حیاتی است تا بتواند دشمن را از پای درآورد، دولت اسرائیل هم که در آن زمان با ملت محروم فلسطین در حال جنگ بوده به این کمک های مالی بسیار محتاج بوده و در پی جمع آوری اعانات مختلف از یهودیان و دول اروپائی بوده است، اما یادش نمیرود که هرگز به " دوستان خودش" فشاری وارد نیاورد و " متحدانش " را در مضیقه نگذارد به این خاطر تمام مصالح ساختمانی سنگین قیمت بهائیان را که از خارج ( بخصوص ایتالیا ) برای ساختن مقام اعلی ( مقبره علی محمد باب ) و دیگر ساختمانهای مقر بهائیان در حیفا و عکا وارد میشود از گمرکی های سرسام آور بکلی معاف میکند : " دولت اسرائیل برای مصالح ساختمانی مقام اعلی گمرک نمی گیرد " ( اخبار امری شهریور 1330 شماره 5 ص 11 ستون دوم )


و از همه جالبتر ، سخنان خانم روحیه ماکسول، همسر آمریکائی شوقی ربانی است که الحق در مقام کنیز بهاالله ( امه البها ء) حرف آخر را در مورد رابطه بهائیت با اسرائیل و صهیونیسمادا کرده است و ابراز داشته که : " من ترجیح می دهم که جوانترین ادیان ( بهائیت ) از تازه ترین کشورهای جهان ( اسرائیل ) نشو و نما نماید و در حقیقت باید گفت آینده ما ( یعنی بهائیت و اسرائیل ) چون حلقه های زنجیر بهم پیوسته است " ( اخبار امری دیماه 1340 شماره 10، شماره صفحات مسلسل 601، ژانویه 1962، آخرین پاراگراف )


واقعا چشم خلق های مستضعف جهان بویژه ملت آواره فلسطین به این کلمات روشن باد!!! حتما شایسته است که تمامی محافل بهائی جهان این جمله سرکارخانم را بر سر در ورودی مراکز خویش نصب کنند تا خیلی صریحتر " متحدان اسرائیل " شناسائی شوند و آرمانهای بهائیت واضح گردد و معلوم شود که اهداف بهائیت چیست. که با اهداف دولت اسرائیل چون حلقه های یک زنجیر به هم پیوسته است؟


دقت کنید : " حلقه های یک زنجیر" یعنی ایندو همراه و همگام ، با تمامی قوا از اهداف خویش دفاع می کنند و بسوی یک آرمان گام برمیدارند!!!


این مطلب از وبلاگ:



منتقل شده


کلمات کلیدی :

ارتباطات صمیمانه بهائیت و اسرائیل


بهائیت و اسرائیل


از فصول بسیار مهم در پرونده بهائیت ، روابط صمیمانه و همکاری تنگاتنگ سران آن با صهیونیسم به طور عام ، و رژیم اشغالگر قدس به طور خاص ، است. سرزمینی که بیش از نیم قرن است صهیونیسم بر آن چنگ افکنده ، از دیرباز قبله بهائیان محسوب می شود و افزون بر این ، سالها است مرکزیت جهانی بهائیت (بیت العدل اعظم) در آن کشور قرار دارد. ضمنا این روابط حسنه ، اختصاص به امروز و دیروز نداشته و از بدو تاسیس رژیم اسرائیل وجود دارد. بلکه اگر با تتبع و عمق بیشتری به موضوع نگاه شود، می توان رد پای این روابط را با آژانس یهود و سران صهیونیسم جهانی در دهها سال پیش از تاسیس رژیم اشغالگر قدس یافت. پس از سقوط و تجزیه امپراطوری عثمانی ، فلسطین تحت قیمومت بریتانیا قرار گرفت تا چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس که خود را «یک صهیونیست ریشه دار» می خواند) به عنوان کمک به ایجاد «کانون ملی یهود» در فلسطین ، مقدمات تاسیس دولت اسرائیل را فراهم سازد. در دوران قیمومت نیز تشکیلات بهائیت در فلسطین از تسهیلات و امتیازات ویژه ای برخوردار بود. به نوشته شوقی افندی : در آن دوران ، «شعبه ای به نام موقوفات بهائی در فلسطین دایر گشت» و «هر چیزی که به نام مقام متبرکه بهائی از اطراف عالم به اراضی مقدسه می رسید، از پرداخت عوارض و حقوق گمرکی معاف بود و همچنین موقوفات بهائی از پرداخت مالیات معاف بودند...».


پیدا است که استعمار «سوداگر و فزونخواه » بریتانیا این امتیازات را رایگان در اختیار بهائیت قرار نمی دهد. طبعا سران بهائیت خدمت شایان توجهی برای انگلستان و صهیونیسم انجام داده بودند که مستحق این همه عنایت و توجه ویژه شده بودند. برای درک بیشتر این خدمات باید کمی به عقب برگردیم : هرتزل می کوشد که موافقت سلطان عبدالحمید را برای ایجاد یک مستعمره نشین صهیونیستی در فلسطین جلب کند، ولی او مخالفت می کند و حتی از پذیرش هیئت صهیونیستی به ریاست «مزراحی قاصو» که به همین منظور (همراه پیشنهادهای جذاب و فریبنده) عازم باب عالی است تن می زند. او «همچنین یهودیان را مجبور می سازد که به جای اجازه نامه های معمولی ، اجازه نامه های سرخ رنگ حمل کنند تا از ورود قاچاقی آنان و سکونتشان در سرزمین فلسطین جلوگیری شود».و سرانجام به دلیل همین مخالفتها است که به قول صلاح زواوی (سفیر سابق فلسطین در تهران): «سلطان عبدالحمید... تخت خود را به بهای موضع خویش در قبال فلسطین از دست داد».


سالها بعد در اواخر جنگ جهانی اول با شکست عثمانی ، زمینه رخنه صهیونیسم به فلسطین فراهم شد و لذا در اواخر جنگ (نوامبر 1917) جیمز بالفور، وزیر خارجه لندن ، مساعدت بریتانیا به طرح تشکیل کانون ملی یهود در فلسطین را به صهیونیستها می دهد (اعلامیه مشهور بالفور به روچیلد). در این حال فرمانده کل قوای عثمانی که از نقشه های بریتانیا و صهیونیسم در مورد منطقه فلسطین اطلاع دارد و عباس افندی و یاران وی را نیز در شامات و عراق و... دست اندر کار کمک به ارتش بریتانیا می بیند، تصمیم به قتل وی و انهدام مراکز بهائی در حیفا و عکا می گیرد، چرا که از نقش این فرقه و رهبر آن در تحقق توطئه ها آگاه است.شوقی افندی رهبر بهائیان در این زمینه در کتاب قرن بدیع به صراحت خاطرنشان می سازد که : جمال پاشا (فرمانده کل قوای عثمانی) تصمیم گرفت عباس افندی را به جرم جاسوسی اعدام کند.


دولت انگلستان نیز متقابلا به حمایت جدی از پیشوای بهائیان برمی خیزد و لرد بالفور تلگرافی به ژنرال آللنبی فرمانده ارتش بریتانیا (در جنگ با جمال پاشا در منطقه فلسطین ) دستور می دهد که در حفظ و صیانت عبدالبها و عائله و دوستانش بکوشد. و امپراتوری بریتانیا، در تکمیل این اقدامات ، توسط همین ژنرال آللنبی به عباس افندی لقب سر (sir) و نشان شوالیه گری (Knighthood) اعطا می کند.


 چندی بعد عباس افندی از دنیا می رود و در حیفا به خاک سپرده می شود. با انتشار خبر مرگ او سفارتخانه ها و کنسولگریهای انگلیس در خاورمیانه اظهار تاسف و همدردی کرده و چرچیل (وزیر مستعمرات انگلیس) تلگرامی برای سر هربرت ساموئل (صهیونیست سرشناس و کمیسر عالی انگلیس در فلسطین) صادر می کند و از او می خواهد مراتب همدردی و تسلیت حکومت انگلیس را به خانواده عباس افندی ابلاغ کند.


ساموئل خود با دستیارانش در تشییع جنازه عبدالبها حاضر شده و مقدم بر همه شرکت کنندگان حرکت می کند. تاسیس اسرائیل و منافع مشترک «بهاء صهیون» تشکیل رژیم اشغالگر قدس سال 1948در زمان حیات شوقی افندی اتفاق افتاد. قبل از آن در سال 1947، سازمان ملل کمیته ای را برای رسیدگی به مسئله فلسطین تشکیل داد. شوقی در 14 جولای 1947 ، طی نامه ای به رئیس کمیته مزبور بر مطالب جالب توجهی از منافع مشترک بهائیت و صهیونیسم تاکید ورزید و ضمن مقایسه منافع بهائیت با مسلمانان و مسیحیها و یهودیها در فلسطین نتیجه گرفت که : «تنها یهودیان هستند که علاقه آنها نسبت به فلسطین تا اندازه ای قابل قیاس با علاقه بهائیان به این کشور است زیرا که در اورشلیم ، بقایای معبد مقدسشان قرار داشته و در تاریخ قدیم ، آن شهر مرکز موسسات مذهبی و سیاسی آنان بوده است...».


14می 1948 انگلستان به قیمومت فلسطین پایان داد و همان روز شورای ملی یهود در تل آویو تشکیل شد و تاسیس دولت اسرائیل را اعلام کرد. پس از آن شوقی افندی در پیام نوروز سال 108 بدیع (1330 ش) نظر مثبت خود و قاطبه بهائیان را پیرامون تاسیس اسرائیل این چنین تصریح کرد: «...مصداق وعده الهی به ابنائ خلیل و وارث کلیم ، ظاهر و باهر ، و دولت اسرائیل در ارض اقدس ، مستقر و به استقلال و اصالت آیین» بهائی «مقر و به ثبت عقدنامه بهائی و معافیت کافه موقوفات» بهائی در عکا و جبل کرمل و لوازم ضروریه بنای» مرقد باب «از رسوم» یعنی عوارض و مالیات «دولت» و «اقرار به رسمیت ایام» تعطیلی بهائیان «موفق و موید» شده است... وی همچنین در تلگراف مربوط به تشکیل هیئت بین المللی بهائی (بیت العدل بعدی) مورخ 9 ژانویه 1951 (1329 ش) تاسیس اسرائیل را تحقق پیشگویی های حسینعلی بهاء و عباس افندی شمرد. و سپس بین ایجاد این هیئت و تاسیس اسرائیل ارتباط مستقیم برقرار کرد و سه علت برای تاسیس این هیئت بیان داشت که در راس آنها، تاسیس اسرائیل بود. این مطلب بسیار عجیب و قابل توجه است ، زیرا چه رابطه ای است میان موسسه ای که قرار است به عنوان بیت العدل ، رهبری بهائیان را بر عهده گیرد با تاسیس یک رژیم نامشروع و جعلی؟! شوقی سه وظیفه را برای آن هیئت برمی شمارد که در راس آنها: ایجاد روابط با اولیای حکومت اسرائیل قرار دارد و وظیفه سوم نیز «ورود در مذاکره با اولیای امور کشوری در باب مسائل مربوط به احوال شخصیه» است.


او در جای دیگر «استحکام روابط با امنای دولت جدیدالتاسیس [= اسرائیل] در این ارض» را جزء وظایف هیئت بین المللی بهائی می داند و عنوان می کند که این هیئت «مقدمه تشکیل اولین محکمه رسمی... و منتهی به تاسیس دیوان عدل الهی... خواهد گشت.» بدین ترتیب ، شوقی افندی به عنوان «مبتکر ارتباط صمیمانه با اسرائیل» پس از تاسیس این رژیم ، روابطی را با آن بنا می نهد که فصل مشترک آن ، حمایت و اعتماد دوجانبه می باشد زیرا او تاسیس اسرائیل را «مصداق وعده الهی به ابناء خلیل و وراث کلیم ، ظاهر و باهر» می خواند. هیئت بین المللی بهائی (جنین بیت العدل) در نامه ای که 1 ژوئیه 1952 برای محفل ملی بهائیان ایران ارسال کرد به رابطه صمیمانه شوقی با دولت اشغالگر صهیونیستی اذعان می کند: «روابط حکومت [اسرائیل] با حضرت ولی امرالله [= شوقی افندی] و هیات بین المللی بهائی ، دوستانه و صمیمانه است و فی الحقیقه جای بسی خوشوقتی است که راجع به شناسایی امر [= بهائیت] در ارض اقدس [= فلسطین اشغالی] موفقیتهایی حاصل گردیده است».


اما بشنوید از بن گوریون (نخست وزیر اسرائیل ، و رئیس جناح تندرو و به اصطلاح «بازها»ی آن کشور). بن گوریون این صمیمت را میان رژیم اسرائیل و قاطبه بهائیان ، گسترده می داند.در نشریه رسمی محفل ملی بهائیان ایران می خوانیم : «با نهایت افتخار و مسرت ، بسط و گسترش روابط بهائیت با اولیای امور دولت اسرائیل را به اطلاع بهائیان می رسانیم و در ملاقات با بن گوریون نخست وزیر اسرائیل ، احساسات صمیمانه بهائیان را برای پیشرفت دولت مزبور به او نمودند و او در جواب گفته است : از ابتدای تاسیس حکومت اسرائیل ، بهائیان همواره روابط صمیمانه با دولت اسرائیل داشته اند».


در همین راستا، اسرائیل امکانات ویژه ای در اختیار فرقه ضاله قرار می دهد که شوقی در پیام آوریل 1954 (1333) گوشه ای از آن را برشمرد. از جمله اینکه ، دولت اسرائیل شعبه های محافل ملی بهائیان بعضی کشورها (نظیر انگلیس و ایران و کانادا) در فلسطین اشغالی را نیز به رسمیت شناخت تا امکان فعالیت مستقل داشته باشند. وی سپس مطالبی را بیان داشت که نشانگر آن است که شاید رژیم صهیونیستی برای هیچ گروه دیگری این قدر اهتمام نداشته و این از ارزش و اهمیت بهائیت برای آنان حکایت دارد: «با رئیس جمهور اسرائیل و نخست وزیر و 5 تن از وزرای کابینه و همچنین رئیس پارلمان آن کشور تماس و ارتباط حاصل گردید و در نتیجه اداره مخصوصی به نام اداره بهائی در وزارت ادیان تاسیس گردید و وزیر ادیان بیانات رسمی در پارلمان ایراد [کرد] و جنبه بین المللی امرو اهمیت مرکز جهانی بهائی را تصریح نمود و در اثر این جریانات ، رئیس جمهور اسرائیل مصمم گردید در اوایل عید رضوان رسما مقام مقدس اعلی را زیارت نماید».


بتدریج نتایج ملاقاتهای سیاسی ، جنبه های ملموس و عینی خود را نشان داد. یکی از نزدیکان شوقی پس از ذکر حمایتهای حاکم انگلیسی فلسطین از بهائیان ، به عنایات صهیونیستها اشاره کرده و می گوید: «الان هم دولت اسرائیل همان روش را اتخاذ نموده و دستور رسمی داده شده است که از کلیه عوارض و مالیاتها معاف باشند». البته دامنه حمایتها تنها بدینجا محدود نمی شد، بلکه معافیت از مالیات ، «بعدا شامل بیت مبارک حضرت عبدالبهاء و مسافرخانه شرقی و غربی نیز گردید... عقدنامه بهائی به رسمیت شناخته شد، وزارت ادیان ، قصر مزرعه را تسلیم نمود و وزارت معارف اسرائیل ، ایام متبرکه بهائی را به رسمیت شناخت». گفتنی است که حکومت اسرائیل قصر مزرعه را برای سازمانهای دیگری در نظر گرفته بود، اما با پیگیریهای شوقی و مراجعه مستقیمش به روسای حکومت اسرائیل ، به این فرقه اختصاص یافت. در تقویت بهائیت ، البته سران رژیم صهیونیستی نیز نقش داشتند و مثلا پروفسور نرمان نیویچ ، از شخصیتهای سیاسی و حقوقی دولت اسرائیل و دادستان اسبق حکومت فلسطینی ، در زمان مسئولیتش ، بهائیت را در شمار سه دین ابراهیمی (اسلام مسیحیت و یهودی) به رسمیت شناخت.


در 30 سال اخیر نیز بهائیان و رژیم صهیونیستی روابط خود را ادامه داده و نسبت به گذشته ، عمق و گستردگی بیشتری بخشیده اند که بحث از آن مجال دیگری می طلبد. شواهد فراوان فوق ، بروشنی و به نحوی غیر قابل تردید ، از ارتباط عمیق و گسترده میان بهائیت و صهیونیسم ، بویژه رژیم اشغالگر فلسطین ، حکایت دارد. عجیب است که بهائیان در سایتها و رسانه های مربوط به خویش ، در مقابل سوال (یا اعتراض) نسبت به پیوند این فرقه با اسرائیل ، با جسارت «کبک وار»! ادعا می کنند که هیچ رابطه ای بین این فرقه با صهیونیسم و اشغالگران فلسطین وجود ندارد و تمرکز بیت العدل اعظم بهائیان در اسرائیل پدیده ای کاملا تصادفی است ! و هیچ ارتباطی به علائق و منافع مشترک طرفین ندارد! این شواهد بیش و پیش از همه ، حجت را بر افراد عادی بهائیت تمام می کند که حکم پیاده نظام ، سپر، خاکریز و گوشت دم توپ را برای سران فرقه بازی می کنند. آنان باید بدانند که رهبران آنها چه وابستگی و پیوستگی عمیقی با صهیونیستهای غاصب و خون آشام دارند؟ و از تشکیلات خود بخواهند که بابت این همه وابستگی به جنایتکاران اشغالگر ، توضیح قانع کننده بدهند.با توجه به روابط وسیع و صمیمانه و اعتماد مشترکی که میان صهیونیسم و بهائیت وجود دارد ، طبیعی است که جهان اسلام و آزادگان عالم ، به حضور عناصر این تشکیلات در بین خود با دیده سوءظن نگریسته و با آنان برخورد طردآمیز پیش بگیرند و متقابلا بدیهی است که وقتی بهائیت ، کاکل خود را این گونه محکم به زلف صهیونیسم گره می زند، نمی تواند ادعا کند که استقرار مرکزیت این تشکیلات در اسرائیل ، صرفا به دلیل قرار داشتن قبور سران فرقه در فلسطین اشغالی بوده و به این دلیل است که اسرائیل به عنوان قبله اهل بهائ برگزیده شده است.با وجود این پیوند عمیق ، بدیهی است که بهائیان باید در هزینه هایی که اسرائیل و صهیونیسم جهانی (در برابر خروش انقلابی مظلومان و محرومان جهان(می پردازند، سهیم و شریک باشند.


منبع : ویژه نامه ایام - شماره 29 (ضمیمه روزنامه جام جم)



کلمات کلیدی :

توطئه بهائیان برای خدشه دار نمودن وجهه رئیس جمهور منتخب مردم ای

مطالعه تاریخ یکصدوپنجاه ساله تاسیس فرقه بهائیت نشان می دهد که تشکیلات این فرقه ساخته و پرداخته اجانب همواره تلاش داشته با مظلوم نمائی و قربانی نمودن بهائیان فریب خورده در روند مقابله با جبهه حق و حقیقت تلاش نماید.


سلاح زنگ زده بهائیان این بوده که سعی نمایند با ایجاد " جو تبلیغاتی " و " هو و جنجال" و " مظلوم نمائی" و با کمک اجانب، برای خود وجهه و آبرو کسب نموده و برای بقای خود امتیاز بگیرند و به قیمت فدا کردن و بی حیثیت نمودن دیگران به این مقصود نائل آیند.


بهره گیری از امکانات اینترنت :



 


تشکیلات بهائیت با کمک بهائیان ناآگاه، ضمن حضور در زوایای اینترنت، تعدادی گروههای محاوره و مذاکره اینترنتی (Group ) ایجاد نموده که هر کدام به منزله یک بنگاه و دکه برای گردهمائی مجازی بهائیان می باشد. اعضای بهائی وابسته به این گروهها، عامل اجرای طرحها و فرامین پنهان و آشکار تشکیلات رهبری بهائیت مستقر در شهر حیفای اسرائیل گردیده اند. حضور این افراد در گروههای تحت عنوان Bahai yahoo Group بیشتر می باشد.


زمینه سازی موزیانه قبل از سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک :


 


از یک هفته قبل از سفر آقای احمدی نژاد و بدنبال کسب اطلاع بهائیان از امکان سخنرانی رئیس جمهور مردم ایران در دانشگاه کلمبیا، گردانندگان این گروههای اینترنتی ضمن تهیه یک متن از قبل تهیه شده و با ارائه آدرس الکترونیکی رئیس دانشگاه و گرداننده جلسه پرسش و پاسخ به بهائیان تکلیف نمودند که با ارسال ایمیل به آنان ذهن این افراد را آماده نموده تا فضای جلسه سخنرانی را آلوده به فضای بهائیگری و مظلوم نمائی این فرقه نمایند تا نشان دهند که محیط دانشگاه و مصاحبه مطبوعاتی متاثر از تعالیم بهائی است.


متن پیام دیکته شده ارسالی برای بهائیان به شرح زیر بود:


از : Iranian_bahai@yahoogroups.com و ...


به : bahai@yahoogroups.com


موضوع: احمدی نژاد را در دانشگاه کلمبیا سوال پیچ کنید Ask Ahmadi nezhad in Colombia University  


متن : " احمدی نژاد قرار است به نیویورک برود و روز 24 سپتامبر در دانشگاه سخنرانی دارد و بعد به پرسش و پاسخ می پردازد. بیائید از ایشان در مورد دانشجویان بهائی سوال کنیم و لینک بیانیه ناظر حقوق بشر را هم برای آقای پرسش کننده ارسال دارید تعداد زیادی ایمیل توجه بیشتری را جلب خواهد کرد. ( این هم ایمیل پرسش کننده ......@....)


این هم ایمیل پرفسور ریچارد بولیت ( rwb3@colombia.edu ) و این هم ایمیل گرداننده جلسه سخنرانی (   jhc2125@colombia.edu ) این هم آدرس و محل و تاریخ و زمان دقیق سخنرانی ..."


مطالعه متن فوق نشان می دهد که چگونه ماشین تبلیغی بهائیت درصدد فضاسازی و ایجاد جو روانی در جامعه آمریکا علیه آقای احمدی نژاد رئیس جمهور محبوب ملت ایران بوده است.


مکر و مکرالله ، والله خیر الماکرین :


 


اگرچه بهائیان با کمک عوامل و مزدوران آمریکائی و اسرائیلی تا حدودی موفق شدند فضای مورد نظر را به نفع خود بوجود آورند ولی درایت، متانت و پاسخهای منطقی و دور از انتظار جناب آقای احمدی نژاد باعث گردید که این توطئه بهائیت رنگ ببازد.


نویسنده مزدور و قلم به دست بهائی جناب کاویان صادق زاده میلانی بدنبال این شکست چنین اشک تمساح می ریزد ( به سایت نگاه و ساغر و پولیتیک بهائی و ... مراجعه کنید ) و انگار از نظر ایشان ظلم و ستمی که در حق مردم فلسطین همه روزه اعمال می گردد اهمیتی ندارد :


" ... رسانه های آمریکائی و اروپائی عموما قضیه آپارتاید دینی (!!؟) علیه بهائیان را مسکوت می گذارند و یا به عنوان مطلبی حاشیه ای مطرح می کنند و برمیگردند سر مسئله شعارهای ضد اسرائیلی آقای احمدی نژاد. در این میان فقط باید از شجاعت و بی باکی (!!؟؟) رئیس دانشگاه کلمبیا تقدیر کرد که حداقل در یک عبارت از یک جمله مقدمه خود مسئله بهائیان ایران ( در کنار حقوق پایمال شده همجنس بازان ایران) را مطرح کرد. البته جاداشت که مطلب بسیار پیگیری شود... و مسئله بهائیان دیگر مطرح نشد. گویا جامعه روشنفکر و مترقی امروزی درخواب است یا خود را به خواب می زند (!!؟؟)


واکنش رسانه های غرب نیز بیانگر همین بی علاقگی به مسئله جدی بهائیان ایران است.... در بحث آندرسون کوپر در شبکه خبری سی ان ان و در نشستی با کریستین امانپور، باز هم مسئله بهائیان مطرح نشد (!!؟؟).... این بی علاقگی به معضلات بهائیان در ایران مسئله ساز است (!!؟؟)


به عنوان خاتمه :


 


بایستی به تشکیلات بهائیت و این نویسنده شکست خورده هشدار داد که مردم مغرب زمین هم متوجه بی اهمیتی و بی مقداری بهائیت شده و هرگز اعتبار و حیثیت علمی و دانشگاهی و جهانی خود را فدای یک اقلیت مطرود که در درون خود دچار تفرقه و چند دستگی بوده و به یک سری شعارهای توخالی و بدون محتوا و غیر قابل اجرا دلخوش کرده است نمی نمایند.


منبع مطلب:




کلمات کلیدی :

فیلم مستند جنجالی افشاگر تشکیلات جاسوسی بهائیت در اسرائیل

دو نفر فیلم ساز یهودی به نام های آصف شفیر و نعیما پیریتز ( Naama Pyritz & Asaf Shafir) با الهام گیری از تشکیلات بسته و اسرار آمیز بهائیت فیلم مستندی تحت عنوان بهائیان در همسایگی یا حیات خلوت منBahais in my backyard  ساخته اند که در بیست و سومین فستیوال بین المللی فیلمهای مستند که در تابستان سال جاری در اسرائیل برگزار گردید به نمایش در آمد و سر و صدای فراوان به پا کرد...


 


آصف شفیر تهیه کننده فیلم سالها در منزلی در کنار تپه ای در حاشیه کوه کرمل در شهر حیفا که در روبروی آن، سه ساختمان عظیم سفید رنگ مربوط به تشکیلات جهانی بهائیت احداث شده است زندگی می کرده و همواره مایل به کسب اطلاع از درون این ساختمانها و کشف اسرار درونی آنها بوده است.
زمانی که وی شاهد احداث ساختمانهای عظیمی در طبقات زیر زمینی این تپه بوده مصمم میگردد با همکاری دوستش نعیما به این اسرار پی ببرد.
تلاش این دو نفر برای کشف اسرار درونی ساختمانهای بهائیت ، منجر به تهیه این فیلم مستند شده است.
در این فیلم با اشاره به بعضی جملات منقول از رهبران بهائی شامل وحدت ادیان و انسانها ( وحدت عالم انسانی )، تلاش برای صلح جهانی ، نفی جنگ و بکارگیری اسلحه، عدم دخالت در کار حکومت و سیاست و امثال آن ، به کشف عملکرد و شیوه رفتاری بهائیان می پردازد.
اولین سؤال برای او زمانی پیش می آید که وی متوجه می شود که این ساختمانها و تشکیلات ،یک مجموعه قلعه گونه دارای زیر زمین و سازه های ضد حملات اتمی می باشد که بنظر نمی رسد یک محل روحانی متعلق به یک تشکیلات دینی باشد.
در ادامه این تحقیقات این دو نفر بارها به عنوان توریست به بازدید باغ های بهائی که در روی این تپه احداث شده می روند تا بلکه راهی به درون ساختمانها بیابند ولی هر بار مأیوس تر از گذشته بر میگردند.


 


 


 


 این دو نفر متوجه اختلافات درونی بهائیت نیز می گردند و با نوه محمد علی افندی برادر عباس عبدالبهاء که جانشین واقعی عباس بود ولی به همراه اعضای خانواده اش توسط عباس مطرود گردیدند مصاحبه می کند. این خانم مسن که "نگار "نام دارد هم اکنون به عنوان یک بهائی منتقد تشکیلات بیت العدل بهائیت در شهر حیفا زندگی می کند و این تشکیلات گسترده را نماینده و معرف یک نظام دینی که داعیه صلح و برادری دارد نمی داند.


 



ا دامه این تحقیقات منجر به کشف ارتباط میان تشکیلات بهائیان انگلیس با "دیوید کلی" ناظر تسلیحات کشتار جمعی سازمان ملل در عراق می گردد.
وی که عضو سازمان مخفی M16 انگلیس بوده توسط خانمی به نام تد پترسون که یک بهائی و مترجم زبان عربی و وابسته به سازمان سیا بوده است ،بهائی می گردد .
خانم پترسون بارها به عنوان مترجم زبان عربی به همراه دیوید کلی به عراق سفر می کرده است.
گزارش همین آقای دیوید کلی، وسیله ای برای توجیه آمریکا و انگلیس برای حمله به کشور مسلمان عراق گردیده که آثار سوء آن در نسل کشی ده ها هزارمسلمان و غیر مسلمان و تخریب و غارت اموال و خسارات جبران ناپذیر و جنایاتی عظیم بوده که هنوز هم ادامه دارد و تا قرن ها اثرات مخرب آن پا برجا خواهد بود.

تهیه کننده فیلم با این سؤال بزرگ روبرو می گردد که اگر بهائیان موظف به عدم دخالت در سیاست هستند چرا افرادی نظیر دیوید کلی و پترسون در مهمترین جریان سیاسی نظامی جهان معاصر یعنی حمله آمریکا و انگلیس به کشور مسلمان عراق دارای نقش کلیدی و تعیین کننده هستند؟!

جالب اینجاست که بعد از حمله نظامی به عراق مشاهده خود کشی اسرار آمیز دیویدکلی در حاشیه شهر لندن هستیم و در این میان نتیجه تحقیقات پلیس از محفل ملی بهائیان انگلیس که دیوید از اعضای آن بوده است نیز به اطلاع عموم مردم نمی رسد و این دو نفر هرگز موفق به ملاقات و مصاحبه با خانم پترسون هم نمی گردند!
بالاخره این دو نفر با متوسل شدن به بعضی بهائیان و با ارائه علاقمندی خود به بهائی شدن موفق می گردند به بعضی از طبقات زیرزمینی بیت العدل در تپه های شهر حیفا راه یابند ولی برای ورود به بعضی از طبقات کاملاً سری ومحرمانه آن هرگز موفق نمی شوند و سؤال بزرگ همچنان باقی است ولی به این نتیجه می رسند که بهائیت یک تشکیلات سری و مخفی سیاسی- نظامی- جاسوسی با پوشش مذهبی و دینی ظاهر فریب می باشد.



برای مشاهده فیلم مذکور می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید 


www.bahairants.com/full-movie-bahais-in-my-backyard-382.html


http://asra.parsehgig.com/modules.php?name=Downloads&op=getit&lid=11



 



کلمات کلیدی :
   1   2   3   4      >